تقدیر و تشکرجعبه گفتگوسایر مطالبجستجو | قسمت دوم کتاب امکان سنجی استفاده بهینه ازمنابع آب زیرزمینی منطقه ی صنعتی نیستانک–نائین –اصفهان انباشته هاي پالئوزئيك؟ شامل سنگ هاي دگرگوني در حد رخساره شيست سبز هستند كه شيب دارند ولي تا قديس و ناوديس در آنها قابل تشخيص نيست و برخي از گسل ها آنها را جا به جا كرده اند. بخش هايي از آنها با همبري گسله به صورت بلورك هاي بيگانه در درون سنگ هاي اولترامافيك جاي دارند.الگو ساختاري انباشته هاي مزوزوئيكانباشته هاي مزوزوئيك در اين منطقه شامل سنگ هاي بيشتر كربناته به همراه گدازه هاي زير دريايي باريك است كه دگرگوني خفيفي را تحمل كرده اند. گسل هاي راندگي و معكوس با راستاي همگاني شمال باختري- جنوب خاوري و شيبي و سوي شمال خاوري و گسل هاي امتداد لغز آنها را جا بجا كرده اند.گسل ها :گسل اوشن با روند N125-155 در ازاي نزديك به 10 كيلومتر و از نوع راندگي است. گسل هاي ديگري از آن جدا شده اند.گسل آغل از نوع راندگي است و با طول نزديك به 8 كيلومتر و روند N144 در بخش جنوب خاوري منطقه جاي دارد. اين گسل موجب جابجايي بخش هاي مختلف انباشته هاي كرتاسه زيرين شده است و شاخه هايي از آن سنگ هاي آهكي كرتاسه زيرين را بر روي انباشته هاي ائوسن راند است.گسل زمان آباد با طول نزديك به 5/6 كيلومتر و امتداد N14 كه از نوع امتداد لغز با ساز و كار راستگر است. اين گسل از سمت بالا به گسل برج منتهي مي شود.گسل رحيم آباد با طول نزديك به 9 كيلومتر از نوع امتداد با ساز كار راستگرد است. اين گسل همسان و موازي گسل زمان آباد است.الگوي ساختاري انباشته هاي ائوسن- چين خوردگي ها . نفوذي توده هاي ژرف تا نيمه ژرف گسل هاي راندگي، معكوس امتداد لغر و در مواردي عادي، الگوي ساختاري اين بخش را پديد آورند.تا قديس شريف آباد واقع در بخش شمال باختري منطقه با راستاي محوري E-W امتداد دارد و در بخش جنوبي آن ناوديسي را با راستاي N8 و شيب محوري به سوي باختر- جنوب باختري ديده مي شود.تا قديس هيودروند محوري آن شمال باختري- جنوب خاوري است و در هسته آن توده نفوذي گرانوديوري- گرانيتي جاي گرفته است.- ناوديس مهرآباد كه از نوع ناوديس هوائي است (بر اثر فرسايش، بخش هايي از ساختمان ناوديسي باقي مانده است) اين ناوديس داراي محوري E-W است و شيب محوري آن به سوي خاور است.گسل ها : گسل برج برج با درازي نزديك 20 كيلومتر و روند همگاني N123 از امتداد لغز با ساز و كار راستگرد و در برخي وارد معكوس است.گسل حاجي آباد با طول نزديك به 25 كيلومتر و روند N68-123 است كه بخش هايي از آن نوع معكوس است.گسل سلطان نصير طول نزديك به 17 كيلومتر و روند همگاني N123 را دارد. در حوالي آن روستا امتداد اين گسل خمش يافته است.گسل كجان با طول نزديك به 27 كيلومتر و با روند N58 از نوع امتداد لغز با ساز و كار چپ گرد است. اين گسل جا بجايي عمده اي در انباشته هاي ائوسن ايجاد كرده است.گسل شريف آباد با طولي نزديك به 13 كيلومتر و روند N101 در بخش شمال باختري و كنار قديس شريف آباد جاي دارد. اين گسل از نوع معكوس است.الگوي ساختاري انباشته هاي نئوژنچين خوردگي در آنها ديده نمي شود و شيب ملايمي دارند گسل هايي با روند شمال باختري- جنوب خاوري، شمال خاوري- جنوب باختري- خاوري آنها را جا به جا كرده اند. از جمله آنها گسل جشوقان است كه طول نزديك به 10 كيلومتر و در راستاي N37 را دارد.چكيده تحولات ساختاري منطقه كهن ترين واحدهاي سنگي منطقه از نوع سنگ هاي دگرگوني شيست سبز و مرمر است كه سن آنها نامشخص و به گمان پا لئوزوئيك است.در كرتاسه پسين- پا لئوسن بر اثر فازهاي كوهنرايي هم ارز لاراميد انباشته هاي مزوزئيك چين خورده و دگرگوني خفيفي را تحمل كرده اند. كهن ترين انباشته هاي ائوسن كه از نوع كنگلومرا و برخي موارد سنگ آهك است. سن ائوسن بيشين مياني دارد. سنگ هاي آتشفشاني ائوسن از نوع گدازه هايي يا تركيب متوسط بازيك همراه با توف هاي اسيدي و انباشته هاي رسوبي است كه در محيط كم ژرفا تا قاره اي تشكيل يافته اند. بالا آمدگي حوضه در مواردي محيط خشكي را به وجود آورده اند. به احتمال بين واحدهاي Em و EZ ائوسن نبود چينه اي وجود دارد. پس از ائوسن (به گمان اليگوسن) بر اثر فازهاي كوهزايي هم ارز پيرنه اي انباشته هاي ائوسن چين خورده و از آب بيرون آمده است. توده هاي نفوذي ژرف تا نيمه ژرف نيز پديد آمده و انباشته هاي ائوسن را بريده و در برخي موارد دگرگون كرده است.در ميوسن حوضه هاي رسوبي پراكنده و انباشته هاي تخريبي كم ژرفا تشكيل يافته است و بر روي آنها جريان هاي گدازه هاي برشي با تركيب متوسط- بازيك جاي گرفته است. در پليوكواترنري تكاپوي آتشفشاني انفجاري به وقوع پيوسته و مواد پيروكلاستيك و اپي كلاستيك با تركيب اسيدي- متوسط آغاز شده و در پي آن جريان هاي گدازه و گنبدهاي اسيدي تشكيل يافته است.زمين شناسي اقتصادي ( Economic geologx )در محدوده كجان آثار معدني فلزي مس، سرب و غيره فلزي ابسيدين (برليتي شده) سنگ نما و منيزيت شناخته شده است كه به شرح زير است:آثار معني فلزي a) كانه هاي مسدر يك كيلومتري باختر راحت آبادي،در كنار جاده نائين، اصفهان رگه هاي مس دار به ستبراي 5/1 – 5/0 و در اراي نزديك به 6 متر ديده مي شود كه در گذشته بر روي آنها كند و كاو و برداشت به عمل آمده است. عميق كند و كاو به 20 متر مي رسد. سنگ هاي در برگيرنده شامل آندزيت داسيتي به شكل گدازه و گدازه برشي شده وابسته به ائوسن است. سطح رگه داراي جهت شيب N194 و شيب 72 درجه است و كاني هاي مالاكيت در آن به چشم مي خورد. در حوالي اين رگه دايك هاي ريو داسيتي سنگ هاي در بر گيرنده را بريده اند. كاني مس در شرايط P H بالا و حرارت پايين از محلول هاي كاني دار درون رگه هاي به جا نهاده شده اند.در 3 كيلومتري جنوب خاوري خيرآباد، واقع در شمال باختري منطقه سرباره هايي بدست آمده كه داراي مس طبيعي، كالكوسيت و منيتيت است. مس در قسمت دروني و حفرات و كالكوسيت در پيرامون مس پديد آمده اند.در 500 متري جنوب باختري روستاي هاشم آباد واقع در بخش جنوب خاوري منطقه، در توده نفوذي كوارتز ديوريتي سبز رنگ، در محل همبري با سنگ هاي آهكي كرتاسه پيشين رگه هاي معدني مس و سرب تشكيل يافته اند. رگه ها به موازات سطح همبري (امتداد N124 و شيب 90 درجه) و ستبراي 4 متر و در ازاي حدود 20 متر است. ستبراي رگه از بخش مركزي به اطراف كمتر مي شود. سنگ هاي معدني به رنگ سياه و سبز بوده و در آن ها كاني هاي مكنتيت و گالن به چشم مي خورد.سربدر بخش خاوري محدوده رگه هاي چند سانتي متري سرب در درون شيست هاي سبز و متاولكانيت به رنگ سبز ديده مي شود. در آنها كاني هاي گالن. اسفالريت و پيريت شناخته شده است. گالن با بافت پراكنده (Disseminated) و يا درون رگه ها ديده مي شود و دگرساني ندارند. اسفالريت در متن سنگ و همراه گالن ديده مي شود و به ندرت شكل هندسي از خود نشان مي دهد. بسياري از آنها بوسيله گالن احاطه شده اند. درون بعضي از آنها پيريت ديده مي شود.پيريت كمتر از كاني هاي گالن و اسفالريت است و گاهي جهت يافتگي نشان مي دهند. بيشتر شكل هندسي دارند و درون آنها گاهي گالن ديده مي شود. پيريت از ديگر كاني ها تشكيل يافته است.آثار معدني غير فلزيابسيدين پرليتي در 5/2 كيلومتري جنوب خاوري روستاي خيرآباد، واقع در شمال باختري، در ريوليت هاي واحد E r عدسي هائي از پرليت به رنگ خاكستري ديده مي شودبافت ريوليت ها شيشه اي جرياني است كه در برخي موارد پرليتي شده اند .در بخش شمال خاوري منطقه نيز سنگ هاي پرليتي ديده مي شده اند . سنگ نمادر نزديكي روستاي خارزن واقع در بخش شمال خاوري منطقه ، سنگ هاي آهكياز نوع مرمر و مرمر كاني دار به رنگ خاكستري به عنوان سنگ نما مورد بهره برداري قرار گرفته اند .سنگ ها از نوار هاي تيره و روشن تشكيل شده اند .اين معدن در حال حاضر غير فعال است . در بخش جنوب خاوري محدوده مورد بررسي سنگ هاي آهكي كرتاسه با رنگ كرمي تا خاكستري روشن از درجه خلوص خوبي برخور دار بوده و مي تواند جهت مصارف صنعتي و يا ساختماني مورد استفاده قرارگيرد .منيزيتمنيزيت در گوشه شمال خاوري محدوده به مقدار كم وبه صورت رگه هاي چند سانتي متري در درون مازبورژيت ها ديده مي شود كه در برخي موارد رخساره گل كلمي نشان مي دهند . اكسيد آهن نيز به همراه آن ها ، از دگر ساني پيريت بوجود آمده است .بخش سومعوامل كنترل كننده اقليم ايراناين عوامل به دو دسته تقسيم مي شوند:الف: عوامل محلي ب: عوامل بيرونيمنظور از عوامل محلي همان موقعيت جغرافيايي وضعيت ناهمواري و پوشش طبيعي و ارتفاع مي باشد. اين عوامل در محل موجود مي باشند و از سالي به سال ديگر تغييرات چنداني ندارد. مثلاً ارتفاع دشت نيستانك در حدود 1600 متر مي باشد كه اين عدد حداقل براي چندين هزار سال ثابت است و يا زاويه تابش در اول مهر ماه همه سال ها در دشت نيستانك در حدود 52 درجه بوده و در هيچ سالي تغيير نمي كند. البته عوامل محلي تأثير گذار هستند. ولي به تنهايي نمي توانند وضعيت آب و هوايي ايران را تبيين كند. پس لازم است كه نقش عوامل بيروني را نيز در نظر گرفته شود.عوامل بيروني يا خارجي:عواملي هستند كه از بيرون وارد ايران شده و اقليم كشور را كنترل مي كنند مثل پر فشار جنب، حاره اي كم فشار سودان بادهاي غربي و ... عوامل بيروني منحصر به كشور ايران نبوده و ميزان فرواني آنها بستگي به سيستم هاي آورنده آنها دارد. مثلاً ممكن است در يک سال به دليل فراواني سيكلون هاي مديترانه اي بارندگي زياده بوده و در سالي به دليل عدم وجود سيلكون ها هيچ بارندگي اتفاق نيافتد.عوامل بيروني كه بر روي ايران تأثير مي گذارند به دو دسته تقسيم مي شوند:دسته اول: آنهايي هستند كه ورودشان به ايران به دليل گسترش سيستم هاي فشار نواحي مجاور ايران مانند پرفشار سيبري و دره گنگ و يا گسترش هواي گرم عربستان مي باشد.دسته دوم: آنهايي هستند كه از سرزمين هاي دورتر مانند درياي مديترانه، اقيانوس اطلس، شمال سيبري و ... وارد ايران مي شود.اين عوامل به وسيله سيستم هاي فشار سياره اي مانند مديترانه اي، موج هاي كوتاه، بادهاي غربي، آنتي سيكلون هاي برون حاره اي و رودبار جبهه قطبي به ايران مي رسند تمام اين سيستم ها در داخل بادهاي غربي تشكيل و حركت مي كنند و ورودشان به ايران به پيشروي و گسترش بادهاي غربي بستگي دارد و يا بيشتر بارندگي هاي ايران معلول ورود اين عوامل مي باشد.وجود چهار توده كوهستاني يعني البرز در شمال زاگرس در غرب رشته كوه هاي مركزي و ارتفاعات شرق ايران در وضع حرارتي كشور مؤثر بوده و ديگر اينكه منطقه وسيعي از ايران را از دريا جدا مي كنند البرز همچون سدي در مقابل ابرهاي كه از درياي مازندران مي آيد و رشته زاگرس همچون ديوار دربرابر ابرهاي درياي مديترانه و اقيانوس اطلس. باران در ايران ارتباط مستقيم با وضع اين ارتفاعات دارد و از شمال غرب به جنوب شرق به تدريج از مقدار آن كم مي شود.اقليم نيستانكنيستانك با عرض جغرافيايي نزديك به 33 درجه تقريباً در عرض هاي مياني در منطقه معتدل زمين قرار دارد و مي بايست داراي آب و هواي معتدل باشد ولي عواملي همچون ارتفاع فاصله از دريا و تأثير و تأثير بادهاي گرم و خشك جنوب شرقي تا حدودي اين قاعده را بر هم زده و آنرا دچار تغييراتي كرده است.در فصل گرم عمدتاً متأثر از جريانات جنوب غرب، غرب و جنوب شرقي مي باشد. با استقرار توده كم فشار بر روي عربستان و ورود آن از طريق غرب و جنوب غرب به ايران و دماي هوا به شدت افزايش پيدا كرده و با پيش آمدن اين توده هوا دماي حداكثر روزانه در نيستانك نيز روند افزايشي گرفته است و گاهي تا 50 درجه نيز بالا مي رود. همچنين در فصل گرم سال توده هوايي كه بر روي كوير مركزي و بيابان مركزي ايران مستقر شده به علت گرما و نشست هوا روي نواحي همجوار خود تأثير گذاشته و باعث افزايش شده است. در فصل سرد يك سيستم پر فشار حرارتي از نوع سرد و خشك بر روي بيابان هاي روسيه و سرزمين سيبري مستقر مي شد و متوسط فشار در مركز اين سيستم در ماه ژانويه 1036 ميلي بار بوده و گسترش آن بصورتي است كه تقريباً تمامي آسيا و اروپاي غربي را در بر مي گيرد. در اين زمان فشار 1018 تا 1020 ميلي بار از منطقة مورد مطالعه مي گذرد. توده هواي سرد و خشك از مركز اين سيستم به طرف جنوب و جنوب شرقي روانه مي شود و گاهي نيز امواج آن از فلات ايران مي گذرد. با استقرار اين توده هوا آسمان صاف و دما هوا كاهش پيدا مي كند. بطوريكه در نيستانك به پايين تر از 10- درجه ولي در مجموع جريان هوا در منطقه مورد مطالعه تابع بادهاي غربي بود در ضمن از لحاظ ميكروكليماتولوژي كوه هاي اطراف نيستانك باعث تعديل دما در تابستان و تشديد سرما در زمستان شده است.بررسي كلي جريانات جوي منطقهقبل از هر مسئله بايد توده هاي هوا و جريان هاي اتمسفري مؤثر در منطقه بررسي گردند.جريانات عمومي در فصل گرم (دوره گرم سال)الف: جريانات جنوب غربي و غربب: جريان جنوب شرقي ج: جريان شمال غربيجريانات عمومي در فصل سرد (دوره سرد سال)الف) جريان پرفشار سيبريب) جريان هاي جنوب شرقي از سودان و عربستان وارد كشور مي شود.ج) جريان هاي شمال غرب از اروپاي شمالي وارد كشور مي شود.بنابراين بيشترين فشار در اواخر پاييز و اوايل زمستان مشاهده مي گردد اين امر سبب گسترش جريان پرفشار سرد و خشك سيبري به سمت جنوب مي باشد كه ايران را هم متأثر مي سازد و در تابستان عقب نشيني جريان پرفشار سيبري به سمت شمال نفوذ كم فشار حاره اي به كاهش فشار منجر مي گردد . در زمستان فشار جو در منطقه ايران نسبت به فشار جو در آسياي مركزي كم بوده و به همين دليل اين منطقه در مسير جريانهاي سرد آسياي مركزي و از يك طرف و باد هاي مرطوب اقيانوس اطلس و درياي مديترانه از طرف ديگر واقع شده است اين منطقه با دوسيستم:الف)دماي مرطوب اقيانوس اطلسب) درياي مديترانه مي باشد هنگامي كه اين دو سيستم با هر جريان دارند در روي ايران با هم برخورد نموده و در اثر اين برخورد توده هواي مرطوب جريان مديترانه اي كه به وسيله برودت جريان سيبري اشباع شده و در نتيجه باعث ريزش برف و باران در كشور مي شود در تابستان نيز ايران از يك طرف تحت تاثير بادهاي اقيانوس اطلس كه از شمال غرب مي وزند و از طرف ديگر تحت تاثير بادهاي اقيانوس هند كه از جنوب شرقي مي وزند قرار دارد . دليل اصلي وجود نقاط و كمربند هاي فشار هوا تقسيم ناميزان تابش خورشيد بر روي زمين استدرجه حرارت هوا :دماي هوا از عناصر اقليمي مهم به شمار آمده ودر سالنامه آماري به شكل هاي مختلف يعني ميانگين حداگثر ماهانه وسالانه وميانگين روزانه وحداقل مطلق مي باشد كه با داشتن آن متوسط درجه حرارت محاسبه مي شوددرروستاي نيستانك يك ايستگاه تبخير سنجي موجود مي باشد ودر شهر نائين يك ايستگاه سينوپتيك موجود مي باشد در ايستگاه تبخير سنجي نيستانك داراي آمار 32 است كه در صفحات بعد آمارها آورده شده است . جدول میانگین دما(جدول حذف شد سایت نیستانک)همانطور كه مي بينيم ميانگين بيشترين دما در مرداد سال 1355 با9/33 و ميانگين كمترين در دي 1351 با9/11- درجه به ثبت رسيده است . در هر صورت با مراجعه به جداول ميانگين دما به صورت تفكيك مي توان در يك دوره 32 مشاهده فرمود .يخبندان يخبندان يكي از عوامل مستقيم اقليمي است كه بحراني هم مي باشد يخبندان در واقع واژه اي است كه براي دماي هوا به صفر درجه يا كمتر به كار ميرود مي توان گفت يخبندان عبارتست از اين كه اگر دماي حداقل هوا در طول 24 ساعت حتي براي يك لحظه به صفر در جه يا كمتر برسد آن روز يخبندان تلقي مي شود .يخبندان معمولاً در انتهاي شب يا اوايل صبح اتفاق مي افتد اگر در طي 24 ساعت دماي حداكثر نيز از صفر درجه تجاوز نكند. آن روز را يخبندان مطلق گويند.يخبندان بر اساس علت وقوع منشاء به چند دسته تقسيم مي شود:يخبندان تابشي: نوع اول يخبندان مي باشد كه شايعترين نيز محسوب مي شود اين يخبندان بدليل از دست رفتن گرماي سطوح مختلف به طريق تابش رخ مي دهد. معمولاً يخبندان در طول ساعات شب اتفاق مي افتد، ممكن است تا ساعاتي از بعد از طلوع خورشيد و يا روزهايي به صورت متوالي باقي بماند.يخبندان فرا رفتي:در اين نوع يخبندان جريان يا توده هواي سردي با دماي منفي از منطقه ديگر فرا رفت شده و منطقه مورد نظر خود قرار مي دهد و شرايط يخبندان در منطقه حاكم مي كند چون علت و منشاء اين يخبندان Advection cold يا فرا رفت هواي سرد است يخبندان حاصله نيز فرا رفتي ناميده مي شود.يخبندان تبخيري:اين نوع يخبندان معمولاً بعد از بارندگي همراه با باد خشك و سرد رخ مي دهد. بدين صورت كه بارندگي باعث نمناك شدن خاك و خسيس شدن برگ ها مي شود. عبور هواي سرد و خشك از روي سطح نمناك و خيس سبب تبخير به مقدار زيادي بخار آب به داخل هواي خشك مي گردد و با توجه به اينكه هر گرم آب براي بخار شدن 600 گالري گرما مي گيرد. تداوم اين تغيير سبب كاهش دما و وقوع يخبندان مي گردد كه چنين يخبندان تبخيري مي گويند.در مورد تعداد روزهاي يخبندان در منطقه ما در دوره 30 ساله در حدود 45 روز در طول سال مي باشد. يخبندان تقريباً از آذر شروع شده و در فروردين خاتمه مي يابد. البته مشاهده شده كه در برخي از سال ها يخبندان تقريباً از مهرماه شروع شده و برخي سال ها نيز در ارديبهشت خاتمه يافته است شدت يخبندان معمولاً در سه ماه آذر و دي و بهمن مي باشد.بارندگي با مراجعه به جدول ميانگين بارندگي همانطوري كه از يك آب و هواي نيمه خشك انتظار مي رود بارندگي دشت نيستانك نيز در سال هاي مختلف متفاوت است كمترين بارندگي سالانه با ميزان 5/35 ميلي متر در سال 1378 و بيشترين آن با ميزان 197 ميلي متر در سال 1370 رخ داده است. ميانگين بارش سالانه طي آمار 33 ساله 91/110 است. در اين دوره حداكثر ميزان بارندگي ماهانه به مقدار 66 ميلي متر در ماه اسفند 1354 رخ داده است.(جدول میانگین بارندگی خذف شدسایت نیستانک)بارندگي منطقه نيستانك تمركز زمستانه دارد بدين معنا كه طبق محاسبات 7511% بارندگي در شش ماه سرد سال صورت مي گيرد. وجود بيشتر بارندگي در نيستانك در ماه هاي سرد سال به دليل حاكميت بادهاي غربي بر اين شهر و تأمين اين رطوبت از طريق منابع رطوبتي درياي مديترانه و اقيانوس اطلس توجيه مي شود و كمبود بارندگي در فصل گرم سال به دليل تسلط پرفشار جنب حاره اي بر روي بيشتر مناطق كشور ايران مي باشد پس تمركز بارندگي دشت نيستانك امري طبيعي است.باد جريان هوا يا باد موجب تبادل حرارت شده از اين رو بررسي و تجزيه و تحليل داده هاي اقليمي در مورد مي تواند تأثير بسزايي در نتيجه گيري ها داشته باشد. بررسي ها نشان مي دهد كه اغلب بادهايي كه منطقه مورد نظر را تحت تأثير قرار مي دهد به دسته هاي زير تقسيم مي شود.باد جنوب شرقي و شرق:اين بادها متأثر از جريانات هوايي نواحي مركزي ايران بوده و در تابستان با عبور از كوير نمك و لوت گرد و غبار را به همراه مي آورد و اين باد بعد از باد غرب و شمال غرب بيشترين مورد باد جنوب شرقي كه هواي گرم را به همراه دارد اختصاص دارد. بطور معمول ميانگين ماهانه سرعت باد در دشت نيستانك با سرعت 25 متر در ثانيه به ثبت رسيده است. در هر صورت اين باد داراي ماسه هاي روان و ذرات نمك است كه مي تواند ضربات فراوان به تأسيسات منطقه بزند.بادهاي محلي:از آنجائي كه دشت نيستانك محصور در كوهستان اطراف بود در صورت سال بادهاي محلي البته با سرعت كم به طرف دشت يا از دشت به سمت اطراف در حركت مي باشد.شكل شماره يك- گلباد حداكثر باد ايستگاد نيستانكطي دوره آماري 1985 تا1995(شکل ها حذف شدسایت نیستانک)تيپ اقليم منطقهبراي تعيين نوع اقليم يك منطقه روش هاي مختلفي وجود دارد كه به مهمترين آن در ذيل اشاره مي شود.روش كوپندر اين قسمت طبقه بندي اقليمي كوپن به اختصار و در مورد مناطق گرم و خشك دقيق تر مورد بررسي قرار گرفته تا در نهايت بتوان اقليم منطقه نيستانك را بهتر مورد بررسي قرار داد. كوپن به 5 نوع آب و هوا اشاره كرده و رشد و نمو انواع گياهان را به عنوان ملاك تقسيم بندي قرار داده است اين پنج نوع آب و هوا عبارتند از:آب و هواي باراني استوايي A : بدون فصل سرما و دماي سردترين ماه سال از 18 درجه سانتي گراد بيشتر است.آب و هواي گرم و خشك B : بارندگي ها كمتر از تبخير ساليانه مي باشد.آب و هواي گرم و معتدل: در اين نوع آب و هوا معدل سردترين ماه سال بين 18 و 3- و معدل گرمترين ماه سال بيش از 10 درجه است با وجود كوتاه بودن زمستان امكان يخ زدن زمين پوشيده از برف باشد. آب و هواي سرد و برفي D : معدل گرمترين ماه بيش از 10 درجه و سردترين ماه كمتر از 3- مي باشد. زمستان طولاني بوده و بيشتر نزولات به شكل برف و زمين نيز چند ماه يخ مي بندد.آب هواي قطبي E :معدل دماي گرمترين ماه از 10 درجه كمتر بوده و در اين آب و هوا فصل گرم وجود ندارد.كوپن براي هر مورد از 5 گروه ويژگي هاي ديگري را در نظر گرفته و در نتيجه هر كدام را به گروه هاي فرعي ديگري تقسيم بندي كرده است كه به دليل قرار داشتن منطقه نيستانك در گروه B به توضيح شاخه هاي فرعي اين گروه مي پردازيم. آب و هواي خشك و نيمه خشك در گروه B قرار دارد در هر منطقه كه رطوبت خاك براي رشد درخت كافي نباشد. آب و هواي خشك حاكم است با يك مقايسه بين بارش ها و تبخير و تعرق بالقوه مي توانيم درجه خشكي هر منطقه را تعيين كنيم. اگر چه روش هاي تعيين درجه خشكي از لحاظ ظاهر تفاوت هايي با هم دارند. ولي همه آنها بر مقدار بارش تأكيد دارند. شدت خشكي در آب و هواي نيمه خشك كمتر از آب و هواي خشك است. در حقيقت آب و هواي نيمه خشك در بين آب و هواي خشك و مرطوب قرار دارد. براي تعيين مرز آب و هواي بياباني يا خشك با علامت BW و آب و هواي نيمه خشك و يا نيمه خشك يا نيم بياباني با علامت BS مشخص مي شود.از اين نوع آب و هوا گرم باشد به صورتي كه دماي سالانه بيشتر از 18 درجه سانتيگراد باشد با علامت h و اگر سرد باشد يعني سالانه كمتر از 18 درجه سانتيگراد باشد با علامت k مشخص مي شود با مقايسه با روش هاي سالانه و دماي سالانه مي توان آب و هواي خشك را شناخت.بارندگي سالانه توزيع يكنواخت داشته باشند يعني 30 تا 70% بارندگي سالانه در شش ماه سرد سال صورت مي گيرد حالا اگر بارش سالانه برحسب سانتي متر كمتر از 2 برابر (7t-) باشد اقليم نيمه بياباني و اگر كمتر از يك برابر (7t-) باشد اقليم بياباني به شمار مي آيد.اگر بارندگي ساليانه تمركز ساليانه تمركز تابستاني داشته باشد. بطوريكه كمتر از 30 درصد بارش در شش ماه سرد سال انجام پذيرد. بارش سالانه بر حسب سانتي متر از 2 برابر (14+t) نشانه اقليم نيمه بياباني و كمتر از يك برابر (17+t) نشانه اقليم بياباني مي باشد.بارش زمستاني تمركز زمستانه داشته باشد. بدين معنا كه بيش از 70% بارش سالانه در شش ماه سرد سال ببارد در اين صورت اگر بارش سالانه كمتر از دو برابر t باشد اقليم نيمه بياباني و كمتر از يك برابر t باشد اقليم بياباني است. به عنوان مثال در دشت نيستانك بيش از 75% بارندگي در شش ماه سرد سال صورت مي گيرد. يعني تمركز زمستانه دارد ميانگين دماي سالانه 1/14 مي باشدو بارش سالانه 11 سانتي متر است و پس مي توانيم بگوييم دشت نيستانك (14+t) كمتر از يك برابر است. يعني اقليم بياباني از نوع k و B است.روش دو ماراتنبراي محاسبه ضريب خشكي منطقه و در نتيجه تعيين نوع اقليم مي توان از فرمول زير كه از طرف دو ماراتن پيشنهاد شده است استفاده كرد: I= ضريب خشكيT= متوسط درجه حرارت سالانه (C)P = متوسط بارندگي سالانه (mm)زياد بودن I ممكن است به دليل پايين بودن دما و يا بالا بودن بارندگي باشد بر اساس فرمول دو ماراتن 6 نوع آب و هوا به شرح زير طبقه بندي كرد: در اين فرمول A تفاوت دماي بين حداكثر و حداقل دما و L عرض جغرافيايي منطقه مي باشد.8/16 = 7/5 – 5/22 = Aبا توجه به اينكه عرض منطقه تقريباً 33 درجه است و بعد از جاي گذاري عدد 67 درجه كه نشان دهنده بري بودن اقليم نيستانك مي باشد زيرا عدد به دست آمده هر چه به صد نزديك باشد بيانگر بري بودن و چه به طرف نزديك باشد بيانگر مرطوب بودن مي باشد. شكل شماره 2-نمودار اقليم نماي دوي ماراتننمودارهاي اقليمي [نمودار كليما گرام]كليما گرام ها نمودارهايي هستند كه به خوبي خصوصيات آب و هوايي يك منطقه را به نمايش مي گذارند. منحني آبروترميك- هايتراگرام و اقليم نماي آمبرژه از جمله مهمترين نمودارهاي اقليمي هستند. با استفاده از اين نمودارها مي توان ميزان بارش و دما در منطقه را با هم مقايسه كرد. براي استفاده از هر كدام از اين نمودارها مي بايست آمار بارش و دما منطقه هر نيستانك در دست باشد. [ ادامه مطلب ] | تاريخ و زماناوقات شرعی نیستانکمطالبموضوعاتورود به سایت »آنلاینسایر مطالبپیوندها |
تمام حقوق برای نیستانک محفوظ میباشد ثبت سایت، راه اندازی سایت، طراحی سایت | ||